کتاب ,زندگی ,سرعت ,خیلی

"...زندگی وقتی شروع می شه سرعت زیادی نداره. در واقع می شه گفت خیلی هم کُنده. یعنی برای بچه ها خیلی کُنده. معمولاً بچه ها از زندگی جلوترند. ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها و روزها برای اون ها کش می آد. اما همین طور که بزرگ تر می شند، سرعت زندگی شون زیاد می شه. وقتی جوون هستیم زندگی همون قدر سرعت داره که ما داریم..."

"اما بعد زندگی سرعت می گیره. زن. بچه. کار. زندگی بازهم سرعت می گیره. بیماری. دبستان. ماشین. فریزر. یخچال. تعمیر شوفاژ. شغل دوم. شغل سوم."

مصطفی مستور


+دیروز می گفت کتاب جدیدش چاپ شد. چند داستان کوتاه. می گفت خیلی محشره. برایش نوشتم دیوانگی که در نوشته هاش دارد باعث جذابیتش می شود. در داستانش هر چه آدم ها بیشتر گیج بزنند جذاب ترند.

.++امروز در وقت های استراحت کتابش را تموم کردم. فایل کتاب های الکترونیکی را نگاه می کردم کتابی دیدم به اسم"محمد رسول الله" اثر تولستوی. کتاب از روسی به ترکی و از ترکی به فارسی ترجمه شده بود. اسم اصلی کتاب چیز دیگری بود که مترجم آن را تغییر داد به این نام. کتاب را برای فرصت مناسبی کنار گذاشتم اما نکته جالبی که از یادداشت های اولیه کتاب به دست آوردم سیر کتاب های نویسنده بود. شاید به این نتیجه برسم وقتی از کتاب های یک نویسنده لذت می برم به ترتیب از اولین کتاب شروع کنم.

منبع اصلی مطلب : ذهن دیگر...
برچسب ها : کتاب ,زندگی ,سرعت ,خیلی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

درسایت : استخوان خوک و دست های جذامی